ایستگاه پاییز

دیروزهای تلخ

زیرآوار امروز

و فرداهای طویلی که

نشان از تو نخواهد آورد

 

***

نارنجزاری که ایستگاه پاییز را گم کرده بود

شانه های سنگینی را به شیب زمستان می برد

من نشانی تو را گم کرده ام

نشانی خودم

و نشانی تمام تبسم های جهان را

 

***

پشت این بهار به آسمان گرم است

که می شکوفد این گونه

مغرور

                  بی قرار

پشت من خالیست

و پیش رویم

احتمال هیچ آینه ای پیدا نیست

و خوشبختی دروغی است گفتنی .

 

/ 37 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دایی

سلام من دروغگویم و این بهتان نیست.

نیاز

سلام نیکوی عزیز... ممنون از حضور سبزت.. نوشته هات خیلی زیبا بودن، از خوندنشون لذت بردم..[قلب] لینکت هم کردم[چشمک]

دوست و آشنا

سلام دوست گلم امیدوارم که خوب باشی وب زیبایی داری قالب وبتم خیلی دلنشین بود دوست داشتی به وب ما هم یه نگاه بنداز منتظر حضور سبزت هستم پاینده در پناه خالق نیلوفرها باشی [گل][گل][گل][گل]

دور نزدیک

با سلام از مطلب تاثير گذار اين است مهر مادر (باران احمق) ديدن نماييد.

داود پورامینی

سلام

داود پورامینی

دارم ذهن پریشانم را می روبم میخواهم تمیز برگردم

تک آهنگ

سلام به وبلاگم سری بزنی نظر بدی و لینکش کنی خوشحال میشم ممنونwww.takahang.blogdoon.com

پدرام(لبخند)

پر کرده بود حجم خالی اتاق را تکرار یکنواخت فریادهای ساعت باریکه ی نوری از لای پنجره جرات ورود یافته بود چشمان شمع سوخته بود کنج ها سرد بودند خطوط حافظه در جریان........ --------------- سلام دوست خوب من بغضمو پس از سه سال و نیم شکستمو دوباره احساسمو واسه عشق از دست رفته اما.... نوشتم از لذت زندگی(lazatezendegi.persianblog.ir)به دلایل مختلف به خونه سابقم برگشتم با موضوعی متفاوت مثل گذشته می نویسم خوشحال میشم بیای پیشم