روزهای جامانده

خرمن ها را

باد درو می کند

و جنگل را

مترسک هایی که

تن پوش بومی دارند

و نگاهشان به اندازه ای غریب

که دشنه شلیک می شود از ان

چه کسی ایا

به خانه می رساند

لحظه های کال مرا

تا گاهی

روزهای جا مانده از خویشم را

به جشن افتاب بنشانم

به افتابگردان هایی که

کفه کفه مزرعه شده اند

بگویید

        سالها 

                  از زلال

                               گذشته

                                            است

 

/ 161 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
hadi

سلام نیکو خانم... خوبین؟خوشین؟ روزهای زیادی از آخرین باری که اینجا نوشتین می گذره... نمی دونم شاید شما هم مثل من یه جورایی خسته شده باشین یا گرفتاری های مختلفی داشته باشین که اجازه نمیده دیگه به اینجور کارها برسین... نمی دونم ...اما آرزوی بهترین و خوشترین لحظات را برایتان دارم.... اومده بودم که بگم من قهرم ..که خیلی بی معرفتی...[چشمک] اما دلم نیومد...امیدوارم هرجا که هستین موفق و پیروز باشین.....[لبخند][گل]

قلب رهگذر. . .

چشمه ها جوشان دلها خوروشان آدمی را آدمی فروشان زندگی رادر دل انسانیت را در آدمی بجوشان خنده کنان گریه کنان ای دل فروشان چشمه های دل را بجوشان [گل] لحظه هایت سبز

خیزران

نیکوی بزرگوار هنوز بزرگواری های تورا به یاددارم بااحترام

خیزران

نیکوی بزرگوار هنوز بزرگواری های تورا به یاددارم بااحترام

خیزران

نیکوی بزرگوار هنوز بزرگواری های تورا به یاددارم بااحترام

پریا

بسیار نیکو گفتید نیکوی عزیز

ذکر (مهدی)

عشق یعنی سجده با چشمان تر عنوان اسلاید جدید است که آپ کردم خوشحال میشوم پس از دانلود نمودن آن نظرات ارزشمندتان را بدانم [گل]

نیلوفر آبی

دوست خوبم دوباره سلام از دیر آمدن هایم عذر می خواهم چرا که.... اگه در همین نزدیکی ها سری به ردپای بارانی من زده باشید، با این جمله روبه رو خواهید شد که این سایت فیلتر شده است!!!!!!!!! نمی دانم چرا شاید وحتما به خاطر داشتن یک لوگوی سبز در کنار آن!!!!!!!!!!!! اما باران ردپای آبی خود را همچنان سرشار تر از تهی در دل لحظه های جاوید جاودانه خواهد کرد..... خوشحال می شوم که دعوتم به میهمانی سرای جدیدم را بپذیرید! راستی بااجازه به جمع همسایه های کلبه ی دل من پیوستید!! با سپاس فراوان