اهمیت فراگیری قوانین زندگی

هنوز نمی دانم منظور از فرد تحصیلکرده چگونه شخصی است

اما یقین دارم این امر به سالهایی که فرد رسما محصل بوده است

بستگی ندارد اگر ما مهارتهای بقا حسن ارزش وشان انسانی

شایستگی قدردانی از زندگی وتوانایی بخشیدن ودریافت عشق

ودانش وچگونه استفاده کردن از عمر خود را فرا نگیریم ومصمم

نشویم که هنگام ترک دنیا ان را جای بهتری از انچه بود بسازیم

مردی نیم تحصیلکرده خواهیم بود .

(لئوبوسکالیا)

 

روزی استادی جوان به سفری دریایی رفت او مرد ی با تحصیلات عالی بود وقطاری از القاب به دنبال نامش داشت .اما تجربه اش از زندگی اندک بود .در بین خدمه کشتی که او با ان سفر می کرد ملاح پیرو بی سوادی بود .هر شامگاه ملاح به اتاقک استاد جوان می امد تا به سخنان او در مورد موضوعاتی متفاوت گوش کند .او بسیار تحت تاثیر دانش ان مرد جوان قرار گرفته بود یک شب وقتی ملاح بعد از چند ساعت گفتگو خواست اتاقک استاد جوان را ترک کند استاد پرسید :

-ایا زمین شناسی خوانده ای ؟

-خیر استاد من هیچ وقت مدرسه ودانشگاه نرفته ام .

-پیرمرد تو یک چهارم عمرت را بر باد داده ای .

-ملاح پیر با چهره ای گرفته دور شد .اندیشید :اگر چنین ادم دانشنمدی چنین می گوید پس حتما صحت دارد .من یک چهارم عمرم را بر باد داده ام .

شب بعد ملاح دوباره داشت از اتاقک بیرون می رفت که استاد پرسید :

-پیرمرد ایا اقیانوس شناسی خوانده ای ؟

-اقیانوس شناسی چیست استاد ؟

-دانش مربوط به اقیانوسها -خیر استاد من هیچ وقت چیزی نخوانده ام.

-پیرمرد تو نیمی از عمرت را بر باد داده ای .

پیرمرد با چهره ای گرفته تر دور شد من نصف عمرم را بر باد داده ام این مرد اندیشمند اینطور می گوید .

شب بعد بار دیگر استاد جوان از ملاح پرسید :

-پیرمرد ایا هواشناسی خوانده ای ؟

هواشناسی چیست استاد ؟حتی اسمش را تا به حال نشنیده ام .

-تو دانش زمینی را که بر روی ان زندگی می کنی نخوانده ای .دانش دریایی را که زندگیت را از ان می گردانی نخوانده ای دانش هوایی که هر روز با ان سر کار داری را نخوانده ای پیرمرد تو سه چهارم عمرت را بر باد داده ای .

ملاح پیر خیلی ناراحت شد این مرد دانشمند می گوید که من سه چهارم عمرم را بر باد داده ام پس حتما سه چهارم عمرم را بر باد داده ام .

روز بعد نوبت ملاح پیر بود .دوان دوان به اتاقک استاد امد وفریاد زد :

-جناب استاد:ایا شما شنا شناسی خوانده اید ؟

-شنا شناسی ؟منظورت چیست ؟

-می توانید شنا کنید ؟

-نه من شنا بلد نیستم .

- جناب استاد شما همه عمرتان را بر باد داده اید !کشتی به یک صخره بر خورد کرده و در حال غرق شدن است .انهایی که شنا بلدند می توانند به ساحل نزدیک برسند اما انهایی که شنا بلد نیستند غرق می شوند .خیلی متاسفم جناب استاد شما حتما جانتان را از دست می دهید .

نتیجه :

در خانواده مدرسه ودانشگاه عمر ما صرف یادگیری وحفظ مطالب به اصطلاح علمی می شود که باور داریم خوشبختی و موفقیتمان را در اینده تضمین خواهند کرد .با این پندار وارد عرصه ی زندگی می شویم که هر انچه لازمه ی بر خورداری از زندگی دلخواه است بطور تمام وکمال اموخته ایم اما دیر زمانی نمی گذرد که با موقعیتهای ناشناخته روبرو می شویم .به مسائلی بر می خوریم که شیوه ی حل انها را نمی دانیم درمانده از درک تجزیه بسیار ی از پدیده ها خود را موجودی ضعیف وناتوان وزندگی را پیچیده وتسخیر ناپذیر می پنداریم .با عدم رضایت از زمانه وسرزمینی که در ان بدنیا امده ایم به عدالت خدا شک وزندگی را به خاطر خشونت وبی رحمی اش محکوم می کنیم .

اما حقیقت ان است که زندگی نه امیخته با سختی ونه اسانی است .زندگی فی نفسه نه سیاه ونه سپید است .زندگی نه با کسی سر جنگ دارد ونه به کسی بی مورد مهر می ورزد زندگی فقط زندگی است .

دوست دارم زندگی را به یک دریای بزرگ تشبیه کنم اینکه زندگی را به صورت سفری شگفت انگیز با شکوه وسر تاسرهیجان وشادی تجربه کنیم یا چیزی جز رنج ومحنت نبینیم وهمواره خود را در محاصره امواج سهمگینی بیابیم که ما را به سمت فنا ونیستی سوق می دهند به میزان دانسته ها ومهارتهایمان  از شنا وحرکت در این دریای وسیع بستگی دارد انچه روزها ولحظه ها را سخت وطاقت فرسا می کند نه حقارت ما ونه طبیعت حیات بلکه عدم اگاهی ما از اصول وقواعد زندگی است .

برای پایان دادن به تمام دردها ومصیبتها چاره ای جز فراگیری قوانین زندگی نداریم .

(الوین تافلر ) در کتاب قابل تاملش(شوک اینده )اظهار می دارد که (بی سوادان اینده انهایی نیستند که نمی توانند بخوانند وبنویسند بلکه انهایی هستند که نمی توانند  یاد بگیرند )اگر یاد نگیریم با زندگی به چه شکلی برخورد کنیم چگونه با مشکلات ومسائل پیچیده روبرو شویم به چه صورت رویاهای خود را به اهداف مشخص واهدافمان را به واقعیت تبدیل کنیم .اگر ندانیم چگونه با اطرافیانمان رابطه موءثر ومناسبی داشته باشیم در زندگی تجربه های ناب روحانی ومعنوی نداشته باشیم لذت عشق محبت وخدمت به همنوع را درک نکنیم اگر نتوانیم ثروتمند ومرفه باشیم ومحیط خانوادگی مناسبی ایجاد نمائیم ودر یک کلام نتوانیم زندگی شادمانه ای خلق کنیم واز ان لذت ببریم هنوز با سواد نیستیم .

ما به تجربه های اموزشی جدیدی بیشتر از انچه که در جزوات وکتابهای درسی اموخته ایم احتیاج داریم .



/ 9 نظر / 12 بازدید
ali

سلام نیکوی عزیز. کاملا موافقم با هر آنچه نوشتی در واقع با خواندن این مطلب یاد گفته ای افتادم که مدرک درک نمیاورد و برای داشتن مدرک واقعی باید میم آن را از کتابها بیابی و درک باقی را از هزارتوی درونی خود ،زندگی ، اطرافیان و در کل واقعیتهای پیش رو بیابی.براستی که اندکند کسانی که به این مرحله میرسند. سپاس که سراغی میگیری از دوستان و به روزم.[گل]

مسیح

چه بی خبر! خوبی؟ نیکو جان .......

پویا

صدايم استخوان مي تركاند در گلو گرگي، در من است

دوست من

سلام خوبين شما؟ انشالا سالم و شاد باقي بمانيد راستيكه همين است درك و معناي زندگي چيز ديگري ست و مدرك تحصيلي هم چيز ديگري از فرط سواد زندگي را فراموش كرده اند !!!!!

نیلوفر آبی

به نام او که نامش آرامش قلب هاست. 8/8/88 پاک ترین روز و زلال ترین لحظه ها بر عاشقان آستان طلایی هشتمین ستاره مبارک.

نیلوفر آبی

دوباره خط خطی کردم دفتر مشقم را از هوای شرجی دلتنگی... منتظر همراهیت !!!

دورنزدیک

سلام متشکرم از اینکه سرزدی. با این اتفاقاتی که در جامعه افتاده ناراحتم و ذهنم مشغول شده. از این به بعد می خواهم بیشتر بنویسم.

عاطفه

روح پدرم شاد که می گفت به استاد فرزند مرا عشق بیاموز فقط عشق عالی

هارپوکرات

این مطلب شما خیلی زیبا بود و مربوط به این پست من : http://harpocrate.blogfa.com/post-103.aspx