هوش مصنوعی

زمین سرد است و سربی

سالها از معنای ایمان می گذرد

وخلوص

            واژه ای بی بضاعت

گوش کن

پیشانی من

هر روز ترکی تازه بر می دارد

                     در بهت ناباوری ها

***

صحبت از تولد ((هوش های مصنوعی با احساس )) است

می خواهم قلبم را دور بیندازم

مثل یک شیء شکسته و غریب

و ذهنم را بیرون بکشم

از دایره ی حروفی که رنگ عشق و کرامت دارد

این جا چه قدر خالی است

             و تارک

کسی باید بیاید

و محکمه ی ما را بنشاند به حضور مشکاتی نو

و آبی

دوست دارم قد بکشم

مثل آخرین شعله ی لرزان

در حباب شکسته ی چراغی گرد سوز

و سپس خاموش.

/ 0 نظر / 26 بازدید