جای تو خالی

 

 

لرد بسته ام ته این اندوه هزارساله

و سر می روم از حوصله  ی زندگی

در فصل احتراق این جان خمیده

از ادامه ی قلبم

بوی گریه های سوخته می آید

و من همچون بافه های باران دیده

می پوسم در خویش

سبزی جوانه هایم را

 

***

به کجای جانم فرود آمد این تبر

که ناگهان از سقف خورشید

خوشه خوشه

                  شهاب شدم

فروریخته بر بی آسمانی خویش

و قاب

                     عمرم

                                     خالی

                                                       بر دیوار های فردا

این روزها

زندگی

بی آن که تلنگری بزند به کوبه ی ما

چه ساده عبور می کند از کوچه ها

 

 

 

 

 

/ 35 نظر / 30 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مروارید عرفان

[لبخند]سلام نیکوی عزیزم [لبخند] ممنونم از لطفتت . ...... تشبیه زیبائی است قاب خالی عمر ... خیلی بدلم نشست . برایت ارزوی بهترینها را دارم .

گندم

زیبا بمانید دوستم[گل]

نسیم

[ماچ][گل]

بانوی فروردین

سلام دوست عزیز. ممنون از حضور بی نهایت زیبا و صمیمی شما . خیلی خوش اومدین نازنین . باز هم منتظر شما هستم . در پناه مهربان خدا شاد و مسرور بانوی باران

وحيده

سلام ممنون از همراهیتون. اجازه میدید لینک کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟

سلام. خوبی ؟ اپم منتظر حضور گرمتون هستم.

lمحمود

[گل] راه رویاهای با تو بودن را گم کردم هفت خزان تاریک از قلبم گذشت اما هنوز زنده ام بخاطر تو...

نجوای قلم

سلام.... از زمین تا آسمان آه است می دانی چرا؟ یک قیامت گریه در راه است می دانی چرا؟ بر سر هر نیزه خورشیدی ست یک ماه تمام بر سر هر نیزه یک ماه است می دانی چرا؟ اشهد ان لا...شهادت اشهد ان لا ...شهید محشر الله الله است می دانی چرا؟ یک بغل باران الله الصمد آورده ام نوبهار قل هوالله است می دانی چرا؟ راه عقل از آن طرف راه جنون از این طرف راه اگر راه است این راه است می دانی چرا؟ از رگ گردن بیا بگذر که او نزدیک توست فرصت دیدار کوتاه است می دانی چرا؟ از کجا معلوم شاید ناگهانت برگزید انتخاب عشق ناگاه است می دانی چرا؟ از محرم دم به دم هر چند ماتم می چکد باز اما بهترین ماه است می دانی چرا؟[گل][گل][گل]

رضا

نیکو عزیز چرا نمی نویسی