خانواده

دخترکی به میز کار پدر ش نزدیک می شود و کنار ان می ایستد .

پدر سخت گرم کار و زیرو رو کردن انبوهی کاغذ و نوشتن چیزهایی در سر رسید است و اصلا

متو جه دخترش نمی شود تا اینکه دخترک می گوید :پدر چه می کنی ؟

و پدر پا سخ می دهد :چیزی نیست مشغول تر تیب دادن بر نا مه هایم هستم .

اینها نام افراد مهمی است که باید با انها ملاقات کنم .

دخترک پس از کمی تا مل می پر سد :پدر ایا نام من هم در ان دفتر هست ؟

خا نواده مهم ترین و اسا سی ترین سا زمان د نیا ست .

/ 38 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هم رکاب شيطان

سلام متنتون واقعا جای تامل داره خانواده اساس همه چيز هست

هم رکاب شيطان

امشب سخن از ساقی و میخانه گویم یا علی امشب سخن از ساقی و میخانه گویم یا علی امشب سخن از باده و پیمانه گویم یا علی امشب سخن از مستی جانانه گویم یا علی امشب سخن از عاشق دیوانه گویم یا علی در راه عشقت یا علی مردانه گویم یا علی مستانه گویم یا علی رندانه گویم یا علی چون بنده آیم سوی تو گردم مقیم کوی تو نازل شوم بر روی تو بوسم لب دلجوی تو سوگند بر گیسوی تو شانه زنم بر موی تو در کعبه ابروی تو شکرانه گویم یا علی در راه عشقت یا علی مردانه گویم یا علی مستانه گو به روزم

مرتضی

به نام تمام زیبایی ها سلام برایم جالب بود..... آن که زیبا نوشته بود . آن که معنای زیبایی را می داند . ممنون / تا زیبایی های بعد . به ماهم سری بزن زیبایی یا علی هميشه اين رو به خاطر داشته باش: دوست داشتن دل مي خواد نه دليل التماس دعا

ژ يگولو

سلامممممممممم نيکو عزيز... خوبی؟؟ ممنون به يادمی و بهم سر ميزنی عزيز...مرسی واقعا... واقعا..کاش پدرا ميفهميدن اينچيزارو..کاش دير نميفهميدن..کاش...خدا کنه منم اگه يه روزی پدر شدم اينجوری نشم ...البته سعی ميکنم نشم..نميشم... به نکته جالبی اشاره کردی..جالب بود..مرسی.. خوش باشی و موفق هميشه عزيز..فعلا...

محمد

نام دختر هست اما در ميان قلب او او نيازی نيست بنويسد درون دفترش دخترش را عاشق است و هر چه دارد مال اوست

تنهای تنها

منم تنهای تنها واقعا ممنون از اينکه به ما سری زدی از متنی که نوشته بودی معلوم بود که خيلی دلپاکی بازم به من سر بزن هميشه شاد باشي وسلامت.

مهدی

دیشب دلم هوای تو کرد و تو نبودی چشمانم برای تو بارید و تو نبودی ان یادگاری زیبا برگ گل سرخ تصویر اسم زیبای تو بود تو نبودی چشمانم تمنای نگاه تو میکرد در اتش عشقِ تو بود و تو نبودی ان قامت رعنا که سفر کرد دلم تنها در حسرت دیدار تو بود و تو نبودی ........سلام..... وبلاگ خوبی داری ..از شعرایی که گذاشتی خوشم اومد خيلی خوشحال کننده هست وقتی در اوج تنهايی کسی پيدا بشه و تو رو از تنهايی در بياره... ممنون که به يه تنها سر زدی بازم اينورا بيا موفق باشی

هم رکاب شيطان

روز اول فکر کردم آهن‌ربای چشمانت مرا جذب کرده‌اند، امروز تازه فهمیدم قطب‌های ما همنام است رفیق.

amir

niko jan khyli khobe mamnon az in ke nazar dadi bara veb logam mamnonam aga mishe bishtar khodato baram moarfai kon