بانوی باران

باران طرح پایانی اسمان های ابری است



یا باید باید بیاید

یا صاعقه

یا کسی هم نرخ سرخ و زلال

تماشای این آدم های تا خورده

زخمی است که با نجابت رابطه ای ندارد

سال ها از عطر عشق می گذرد

و من

در امتداد طاقت تفیده  ی خود

گوش می کنم

به رگبار سکوتی که در کوچه جاریست .




نویسنده : نیکو ; ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٢٧