بانوی باران

باران طرح پایانی اسمان های ابری است



روزی شيطان تصميم گرفت که از کار خود دست بکشد .

بنابراين اعلام کرد که می خواهد ابزارش را با قيمتی مناسب به فروش بگذارد .

پس وسايل کاراش را به نمايش گذاشت که شامل خودپرستی،نفرت،ترس،خشم،

حرص،حسادت،شهوت،قدرت طلبی وغيره می شد.

اما يکی از اين ابزار بسیار کهنه وکار کرده به نظر می رسيدوشيطان حاضر نبودکه ان را به قيمت ارزان بفروشد .

کسی از او پرسيد:اين وسيله گران قيمت چيست ؟

شيطان گفت :اين نوميدی وافسردگی است .

پرسيدند: چرا اين همه گران ؟

شيطان گفت:زيرا اين وسيله برای من بيش از ابزار ديگر مو ثر بوده است .

هر گاه ساير وسائلم بی اثر می شوند تنها با اين وسيله می توانم قلب انسانهارا بگشايم و کارم را انجام دهم .

اگر کسی را وادارم که احسا س نا اميدی ،ياس،دلسردی ،مطرود بودن وتنهايی کند ،می توانم هرچه می خواهم با او بکنم .من اين وسيله را روی همه انسانها امتحان کرده ام و به همين دليل است که اين همه کهنه است .

از فراز ابديت نا ظران عرش ،فرشتگان و ملايک تلاش ومبارزه تو را نظاره می کنند پس قوی باش تو در تلاش و پيکارت تنها نيستی که در حضور فو جی عظيم به مبارزه ای شريف بر خاسته ای .

مايوس نباش زيرا ممکن است اخرين کليدی که در جيب داری قفل را بگشايد .

 

هزار بار زهر ياس کشت مرا

                            گر تو نبودی پاد زهر ای اميد

 

 

 




نویسنده : نیکو ; ساعت ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٧/۱٤