بانوی باران

باران طرح پایانی اسمان های ابری است



 

تو را بانو نامیده ام

بسیارند از تو بلندتر،بلندتر

بسیارند از تو زلال تر،زلال تر

بسیارند از تو زیباتر ،زیباتر

اما بانو تویی

از خیابان که می گذری نگاه کسی را به دنبال نمی کشانی

کسی تاج بلورینت را نمی بیند

کسی بر فرش سرخ زرین زیر پایت نگاهی نمی افکند

و زمانی که پدیدار می شوی

تمامی رودخانه ها به نغمه در می آیند در تن من

زنگ ها آسمان را می لرزانند

و سرودی جهان را پر می کند

تنها تو و من

تنها تو من ، عشق من

به آن گوش می سپردیم .

 

پابلو نرودا

 




نویسنده : نیکو ; ساعت ۳:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۱٩