بانوی باران

باران طرح پایانی اسمان های ابری است



هنگامی که (ناپلئون هیل) موئلف کتاب (بیندیشید و ثروتمند شوید) مرد جوانی بود ارزو داشت نویسنده شود.برای رسیدن به این ارزو می دانست که باید که در کاربرد کلمات خبره باشد.در واقع کلمات ابزار او بودندوشناختن انها برایش ضرورت داشت .اما چون پسری فقیری بود وقادر نبود تحصیلاتش را کامل کند دوستان خیر خواهش به او توصیه کردند که از خیر این ارزو بگذرد زیرا رسیدن به این ارزو (غیر ممکن )است.اما هیل جوان پولهایش را پس انداز کرد و توانست بهترین وکاملترین لغت نامه ای را که می شناخت بخرد .او تصمیم گرفت با خواندن ان در شناخت کلمات ماهر شود .اما روزی اتفاق عجیبی افتاد.هیل به کلمه ی (غیر ممکن )برخورد .نگاهی به ان کرد و سپس با قیچی تیزی این کلمه را از کاغذ کتاب جدا کرد پاره کرد و دور ریخت.حالا او کتابی داشت که کلمات ان فاقد مفهوم غیر ممکن بود.از ان پس در تمام طول زندگی اش فرض را بر این گذاشت که هیچ چیز برای کسی که می خواهد ترقی کند غیر ممکن نیست.

نتیجه:اعتقاد به وجود امور محال وغیر ممکن خالق هیچ تغییر وتحول بزرگ و بنیادی و پدیداورنده هیچ عظمت وافتخاری برای انسان نیست.اکتشافات اختراعات ونو اوریهای بزرگ محصول افکار بزرگانی است که حتی برای یک لحظه به دور از دسترس بودن و ناممکن بودن اهداف و کارهایشان نیندیشیده اند و هیچگاه حد مرزی برای پیشرفتهای خود متصور نبوده اند .ناپلئون هیل درس خوبی به همه داده است .ما نیز یک قیچی بر داریم وکلمه ی(غیر ممکن)را از لغتنامه ی زندگی خود برای همیشه جدا کنیم.

افسانه ها هیچ وقت حقیقت ندارند و(غیر ممکن )یک افسانه است .

بدترین کلمات نمی توانم نمی دانم ونمی شود است.

به ان صدای اهسته وملایم اعتماد کنید که می گوید امتحانش می کنم شاید هم خوب از اب در اید.




نویسنده : نیکو ; ساعت ۱٠:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱/۱٩